تو بانوی نارنجی بودی ، این را همه میدانستند... نارنجی...حتی وقتی هیچ نوری نمیتابید. با این همه من هر بار برایت صورتی میدوختم. آخر دلم میخواست صورتی بپوشانمت! صورتی ِ خیلی روشن...انگار قلموی قرمز را توی یک پالت پر از رنگ سپید زده باشی ...
((شاید ادامه داشت!))
------------------
پ.ن: شماها اصلن به سمت چپ صفحه توجه کردید؟ به لطف خواهر عزیزم آرشیو کم کم داره برمیگرده.
پ.ن2: ترانهی ابی رو که در پست قبل بهتون معرفی کردم شنیدید؟
|